به اختصار می‌‌توان انواع خم‌‌کاری قطعات را به خم‌‌کاری به شکل V، خم‌‌کاری به شکل U که اصطلاحا به آن ناودانی هم می‌‌گویند و خم‌‌کاری به شکل گونیایی نیز دسته بندی نمود. که در ادامه هر یک جداگانه شرح داده می‌‌شود:

الف)خم‌‌کاری به شکل V: این روش، به یک سنبه و ماتریس فولادی آب داده شده، نیاز دارد. شکل سر سنبه و فرورفتگی ماتریس هردو مانند حرف انگلیسی V هستند. جهت مقابله با نیروی خم‌‌کاری و توان تحمل این نیرو، می‌‌بایست ماتریس را بر روی پایه‌‌ای با ارتفاع معین قرار داد و این دو را با 2 پین و 4 پیچ به یکدیگر متصل نمود. این روش قابلیت و امکان خم‌‌کاری در زاویه بین 0 تا 90 درجه را داراست و به علاوه قالب ساده‌‌ای دارد. در حال حاضر از تجهیزاتی مانند غلتک، جهت سرعت بخشیدن به فرایند خم‌‌کاری و نیز دستیابی به شعاع معین استفاده می‌‌شود اما در هر صورت انتخاب شعاع سنبه و ماتریس صحیح در دستیابی به این شعاع معین بسیار اهمیت دارد.

ب)خم‌‌کاری به شکل U و یا ناودانی: این روش شباهت زیادی به روش گونیایی دارد اما وجه تمایز آن با خم‌‌ کاری گونیایی اینست که در روش اخیر، با وارد کردن نیرویی برابر و در عین حال مخالف با جهت سنبه، از هر دو طرف خم، دو عمل خم‌‌کاری بر روی ورق صورت می‌‌گیرد. قابلیت ایجاد همزمان دو خم 90 درجه‌‌ای، با دقت زیاد به عنوان مزیت این روش محسوب می‌‌شود و در مقابل امکان دارد در اثر بر‌‌گشت فنری، دهانه خم باز شود.

ج)خم‌‌کاری گونیایی: همانطور که از نام آن پیداست، این روش امکان ایجاد زاویه گونیایی، قائمه یا 90 درجه را در خم فراهم می‌‌کند. بدین منظور می‌‌بایست از یک جفت سنبه و ماتریس استفاده نمود. هم چنان که ماتریس بر روی یک پایه قرار می‌‌گیرد جهت حفظ و حمایت ورق، از یک فشار انداز، برای کنترل در حین عمل خم‌‌کاری استفاده خواهد شد. شکل جای گیری صحیح قطعه در درون ماتریس، در واقع زمانی است که بازوی بلند‌‌تر آن بر روی فشار‌‌انداز قرار گیرد. در صورتی که سنبه به طرف پایین آورده شود، سبب چسبیدگی فشار‌‌انداز و قطعه مورد نظر خواهد شد و هر دو با هم به درون ماتریس فرو رفته و نهایتا بازوی کوچک‌‌تر، عمود و قائم بر بازوی بزرگ‌‌تر می‌‌شود.

نکاتی در مورد اندازه‌‌های صحیح خم در عمل ورق کاری

  • عمل خم کردن روشی است که در آن با حرارت رسانی و یا حتی بدون آن، بتوان تا جایی که ممکن باشد بخشی از مواد را از حالت اصلی خود خارج نموده و یا به حالت مد نظر خود شکل داد. توجه به این نکته ضروری است که چنانچه ضخامت ورق برابر و یا کمتر از یک و نیم میلیمتر باشد، محاسبه قطر و شعاع متوسط، دیگر ضرورتی نداشته و با در نظر گرفتن اندازه‌‌های موجود در نقشه، گسترده قوس‌‌ها نیز محاسبه و اجرا خواهد شد.
  • در صورت افزوده بودن ضخامت ورق به مقدار بیش از یک و نیم میلیمتر، پس از در نظر گرفتن زاویه خم‌‌کاری و شعاع خمش کار، در وهله اول باید قطر متوسط را محاسبه و سپس به طول بسط و گستردگی قوس‌‌ها دست یافت. بسیار حائز اهمیت است که یک طراحی مکانیکی با واقعیت انطباق داشته باشد. برای برخورداری از اندازه‌‌های صحیح پس از اجرای خم‌‌کاری و در نقشه‌‌های گسترده، به مقادیر و پیش فرض‌‌های تجربی نیازمند هستیم.

مقدار خمیدگی با فاکتور K  به شرح ذیل محاسبه می‌‌شود:

BA=pi(R + KT) A/180

در اینجا BA میزان خمیدگی، اندازه داخلی شعاع خم با R، فاکتور K نیز برابر با میزان t/T می‌‌باشد. هم‌‌چنین در اینجا T برابر با ضخامت مواد وt  نمایانگر فاصله از وجه داخلی تا سطح ورق خنثی است و در آخر A زاویه خمیدگی با احتساب درجه را نشان می‌‌دهد؛ این همان زاویه‌‌ای است که مواد بواسطه آن دچار خمیدگی می‌‌شود.

چالش‌‌های فرایند خم‌‌کاری

علی‌‌رغم استخدام نیروهای انسانی با تجربه و کار آزموده توسط صنایع و شرکت‌‌ها، که به منظور طراحی تجهیزات و قطعات ضروری، در زمینه شیت متال یا همان ورق‌‌های فلزی صورت می‌‌گیرد و با وجود اینکه اکثر این طراحی‌‌ها با دقت و هوشمندی انجام گرفته‌‌اند و در راستای اهداف مدنظر قابلیت اجرایی دارند؛ اما در زمان اجرای کار و تولید هم‌‌چنان چالش وجود دارد. از آن جمله، عدم انطباق ابعاد و اجرا‌‌، نبود قابلیت ساخت و اجرای قطعاتی که طراحی شده با ضرورت‌‌ها و امکانات موجود در اجرای پروژه است که می‌‌تواند سبب تاخیر در اجرا و عدم دستیابی به نتیجه مد‌‌نظر گردد. این موارد را می‌‌توان به شرح ذیل برشمرد:

  • عدم انطباق ورق‌‌های نهایی با نقشه از نظر اندازه‌‌ها، پس از فرایند خم‌‌کاری
  • عدم رعایت و محاسبه دقیق فواصل و لقی‌‌ها
  • عدم انطباق شکل لبه خم‌‌ها با نظر طراح از نظر شکل ظاهری، تیزی یا گردی
  • عدم قابلیت اجرا و ساخت طراحی‌‌ خمیدگی لبه‌‌ها (عدم موفقیت از طرح تا عمل)

موارد مذکور ممکن است به دلایل مختلفی از جمله عدم شناخت یا آگاهی کافی طراحان در موارد ذیل اتفاق افتد:

1)نسبت به فرایند و روش خم‌‌کاری ورق‌‌ها در اجرای طراحی. 2)نسبت به میزان و نوع کشش ورق‌‌ها، در فرایند ورق کاری. 3)نسبت به قابلیت استفاده و نوع مناسب از سنبه و ماتریس برای ضخامت‌‌های گوناگون ورق. 4)نسبت به قابلیت و محدودیت دستگاه‌‌ها و عملکرد آن‌‌ها. 5)نسبت به اندازه‌‌ها و میزان کمترین الی بیشترین حد شعاع خمیدگی برای ضخامت‌‌های مختلف ورق.